كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1057

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و پيغام آن‌كه ما دروازهء شهر كه از براى شما نگشاديم انديشهء ياغيگرى نداريم و اگر اميرزاده خليل سلطان آيد با او نيز همين طريقه مسلوك خواهد بود و بر آن جازميم كه تختگاه را به ولىعهد بسپاريم و در آخر مكتوب سوگند ياد كرده كه به موجب نوشته عمل خواهيم كرد و امرا نوشته را مطالعه كرده دانستند كه بر آن سخن اگرچه سوگند مؤكّد ساخته‌اند اعتمادى نيست . ليكن از براى مصلحت ايشان را در آن مقام داشته فرستاده را گفتند كه همه را از ما سلام برسان و گوى فكر شما عين صلاح و صواب است . بيت اى آن‌كه لاف مىزنى از دل كه عاشق است * طوبى لك ار زبان تو با دل موافق است بر همين راى ثابت مىبايد بود و به ضبط شهر قيام نمود و بر خلاف اين وسوسهء كسى را نشنود تا پيش خالق و خلايق پسنديده افتد و ذكر مردانگى و شرح فرزانگى شما بر روى روزگار و اوراق ليل و نهار يادگار ماند و اگر غير اين ارتكاب نماييد و انديشهء ديگر در خاطر آريد ، عهد ولىنعمت شكسته و سررشتهء وفا گسسته غير كم ناموسى و زشت‌نامى ، سرانجامش پشيمانى باشد . « 1 » بيت گر درخت عهد شه را بىوفايان بر كنند * عاقبت اين شاخ را بار پشيمانى بود و بر ضمير منير ارباب كياست و تدبير امثال اين سخنان در غايت وضوح و عيان خواهد بود و مكتوب را مهر كرده ، همراه بيان تمور خازن كه نامه از سمرقند

--> ( 1 ) . ظف : « و به ضبط شهر چنان‌كه از دانستگى شما سزد قيام نمودن . . . به غير از آن‌كه كم ناموسى و زشت‌نامى بار آورد آن را هيچ يمن نباشد و البته سرانجامش به پشيمانى كشد . » ( ج 2 ص 508 ) .